هوایی ام کرده! بدجور هوایی ام کرده!

یک ساله ش تازه تمام شده! یک موجود کوچولوی بامزه ی موفرفری با لباس های صورتی و نارنجی که وقتی قلقلکش می دهی از خنده ریسه می رود و با دیدن کاغذ کادوی خرسی توی اتاق خودش را از لای به داخل اتاق می رساند تا برداردَش و در برود و من شکارش کنم و باز ... همه چیز برایش مثل بازی است! حتی در زدن وقت وارد شدن به اتاق! حتی تقاضای بوسیدنش در ازای دادن خوراکی!

نگاهش که میکنم، همسرم را میبینم! همسری کوچولو و مونث!!! و خدا می داند که آن دو روز، چند هزار مرتبه توی دلم قربان صدقه اش رفتم! قربان صدقه خودش که نه! قربان صدقه ی کودکی های همسرم!!!

قبل ترها فقط عاشق پسرک به دنیانیامده ام که بی نهایت شبیه بابا "ه" است، بودم! حالا اما... دلم برای دخترکم هم تنگ می شود!

 

پسرکم، دخترکم، مامان زیادی دوستتان دارد... برای همین است که نباید باشید...

/ 2 نظر / 32 بازدید

سلام مهسا جان.خوبی عزیز؟ من هم به شدت عاشق نینی هستم ولی مشکل اینه که هنوز بابای نینی رو پیدا نکردم[خجالت][نیشخند] اخه چرا نباید باشند..؟شما که جفتتون کار میکنید و فکر نمیکنم مشکل مالی داشته باشید حتی اگه داشته باشبد هم بچه روزی خودش رو میاره اگه هم از نظر جاافتادگی و پختگی زندگیتون باشه که الحمدالله جفتتون عاقل و بالغید و زندگیتون هم خدا رو شکر رو تین و خوشبختید..پس چرا اون کوچولوی ناز نباید بیاد و تو شکم مامانی انتظار بکشه؟! البته ببخشبد اگه فضولی میکنم..قصد ندارم تو زندگی شخصیت دخالت کنم خدای نکرده..حرفم بیشتر از جنبه ی خواهرانه بود چون خودمم میدونم خانوما چقدر عاشق مادر بودن هستند...

غزاله

جمله آخر:((( موافقم باهات:(