گر عشق نباشد به چه کار آید دل...

کم سخت نبود... استرس‌های عروسی... نظر دادن‌های گاه و بی گاه اطرافیان و اگه بخوام کم لطفی نکنم، اکثرا (و حتی کاملا) از طرف خونواده من! و چقدر سخت بود این وسط هم خودم دلگیر بشم از خونواده‌ام، هم تو دلگیر بشی و هم من ناتوان باشم از جلوی این دلگیری‌ها رو گرفتن... دوری از تو، توی اون ده روز لعنتی واسه این که یه عروس سنگین (!!!!) باشم... چیدن جهیزیه‌ای که هنوز هم دوستش ندارم... نگرانی برای مخارج عروسی... استرس... نگرانی...معده‌درد... اشک ریختن...

ولی می‌ارزید به تموم شدن همه جدا شدن‌های عصرگاهی جلوی خوابگاه بلو.ار کشاوز... تموم شدن ندیدن همدیگه وقت امتحان‌ها و تحویل پروژه‌ها... تموم شدن همه شبانه برگشتن‌هام به خونه‌مون با ماشین خواهرت و تموم راه رو آروم اشک ریختن و با تو اس‌ام‌اس‌های دلتنگی رد و بدل کردن... تموم شدن همه جدا شدن‌هامون تو ترمینال برای جدا جدا رفتن به خونه‌هامون... تموم شدن همه خیره شدن به رفتن‌هات... تموم شدن همه پارک‌گردی‌ها تو سرما و گرما... یک سال‌واندی...

حالا دو سالی هست که زیر یه سقفیم، گرچه مالکش نیستیم... دو سالی هست که یه شماره به کانتکت‌هام اضافه شده به اسم "خونه‌ی ما :)"... دو سالی هست که شب به شب چشم دوختم به در تا بیای، تا زندگی شروع بشه برام... دو سالی هست که به عشق دیدن لبخند رضایت به چهره‌ات انواع و اقسام غذاها و کیک‌ها و شیرینی‌ها و سالادها و ژله‌ها و نوشیدنی‌ها رو درست کردم... دو سالی هست که جای انگشت‌هات روی کشوی دراور تیره رنگ می‌مونه و تذکرهام فایده‌ای نداره! دوسالی هست که چوب‌لباسی همیشه از لباس‌هات لبریز میشه و چندبار افتاده!!! دو سالی هست که به عکس‌های روی دیوار اشاره می‌کنی و می‌گی "نگا کن! این زنمه‌ها! خوشگله! مگه نه؟!" دو سالی هست که بالش طلایی رنگ مچاله شده از دست تکیه‌زدن‌هات! دو سالی هست که وزنه دیجیتالی کنار نشیمن جا گرفته و هر روز می‌پری روش!! دو سالی هست که هر دو هفته یه مجله دانستنی‌ها به کتابخونه اضافه میشه! دو سالی هست که شارژر‌ موبایل نوکیا همین‌طور ول میشه گوشه و کنار خونه و جاش توی کشو خالی می‌مونه!

دو سالی هست که علاوه بر دوست و همسر همدیگه، همخونه هم شدیم!

/ 20 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

نمیدونی همیشه با این عشقت چقدر حس قشنگ میریزی تو قلب من(!) :)و البته آقای دکتر که بماند:) مطمئنم لایق این عشق بودی عزیزم:) بهتره بگم بودین:)

مريم

مباركتون باشه :) ما ١١ روزه هم خونه شديم. تا يه هفته بعدش خواب اون استرس ها و تلخيهاي بيخود و ميديدم. خيله خب، من با خوندن اين پست اميدم رو جهت خالي ديدن جالباسي و جمع شدن شارژر و دسته كليدا از دست دادم ؛)

شیما

دلمون تنگ شده بود واستون :* شما با خوبی هاتون یاد میدین که میشه خوب بود و خوب زندگی کرد...الهی همیشه همینطور خوشبخت باشین [گل]

لیلا

امیدوارم همیشه در کنار هم شاد و سلامت باشین

حس باران

2 سال شد!!!! به آقای دکتر نمیاد شلخته باشه ها [گل][گل][گل]

لیلی88

دو سالی هست میخونمت عشقتون مستدام[قلب] [نیشخند] دقیقا منم همین مشکل و با لباسای همسری ام دارم[نیشخند]

لیلی88

این مشکلات رو من هم داشتم در دوره ی نامزدی ام[ناراحت][ناراحت] ولی خداروشکر گذشت همین که الان بهترین همسر های دنیا رو داریم دلیلش همون سختی کشیدن ها بوده خدارو شکر خانوم دکتر

لیلی88

فک کنم باس یه کرباس باشن[نیشخند]

گلی

مبارکومبارک ایشالا مبارکش باد:* عشقتون پایدارو همیشگی

مریم

خوش بحالتون...بخاطر کنار هم بودن،عاشق بودن، قدر هم رو بدونید،خدا نعمت بزرگی بهتون داده انشاءالله همیشه خوشبخت و شاد باشید[گل]