می خواهم آرزو بکنم! گوش ت با من است؟

خداهه! دلم می خواهد بیایی بنشینی کنارم و به من نگاه کنی تا خیالم تخت باشد که حواس ت با من است! دلم می خواهد بیایی بنشینی این پایین، کنار من! بیا تا من دل خوش باشم تو یکی حرف از شأن و مقام نمی زنی! بیا تا باور کنم تو یکی ماها را هم آدم حساب می کنی!!

خداهه! تعارف که نداریم! من آدم خودخواهی هستم! من می خواهم برای خودم آرزو کنم! تو هم باید گوش بدهی! چون تو خدای منی! چون اگر تو گوش نکنی، چون اگر تو برآورده نکنی، پس کی این کار را می کند برای من؟! می فهمی چه می گویم؟!

خداهه! بیا روراست باشیم! می خواستم بگویم کاش همه چیز را خوب و عالی می کردی! می خواستم بگویم کاش همه جا صلح و صفا و عدالت بود! اما نمی گویم! نه که از خدایی ات کم می شود اگر برآورده اش کنی! نه که نمی توانی! آری! بر من خرده نگیر! می دانم که می توانی! اما می دانم که نمی خواهی! اصلا شاید خیلی لوس بشود اگر همه چیز خوب باشد!! نمی دانم! دلیلش هر چه هست مهم نیست! مهم این است که الان من اینجا نشسته ام آرزو کنم و می خواهم آرزویی بکنم که خودم را ضایع نکنم!!!!

خداهه! می خواهم آرزو کنم آدم بشوم! می خواهم آرزو کنم آدم بودن را بلد باشم!

خداهه! می خواهم آرزو کنم کسی نباشم که بودن ش مایه عذاب بقیه باشد! می خواهم آرزو کنم کسی باشم که نبودنم درد باشد و نه بودنم...

خداهه! من از تو صبر می خواهم! در این مملکت، اگر صبر نداشته باشی، می شوی یکی عین همین الان من! خداهه صبورم کن در برابر همه بی مهری ها، همه ناملایمات!

خداهه! تو می دانی عزیزترین داشته ام در زندگی مردی است که تو نصیبم کردی! خودت هم خوب می دانی که همه اش کار خودت بود! فکر نکن نفهمیدم!!! خداهه! حالا که این نازنین ت را به من هدیه کردی، بیا و هوایش را داشته باش! می دانی که حیف است! بدجور حیف است! خداهه حواس ت به او باشد! خواهش می کنم...

خداهه! همه عزیزانم را در آغوش مهربان ت بگیر، همه عزیزانم را.........

 

/ 6 نظر / 31 بازدید
شیما

به به چه همه آرزوهای قشنـــــگ به امید محقق شدنشون :*

لایتراکان به گلی عزیز

سلام گلی جان. بله عزیزم مال منه. ببخشید به دلایل امنیتی کامنتت تایید نشد. عذرخواهی میکنم.

ژوان

عزیزم غصه نخور زندگیه دیگه بیشترش سختیه تا اسونی دیگه به موندن تو این مملکت فکر نمی کنم خیلی خسته ام

گلی

عزیزم تآییدش کردددی[تعجب] زودتر حذفش کن[گل]

باران

"الهی" ! بـوی ناب" بهشـت" می دهد همـه ی "نام های" قشـنگ ِ"تــو" می گذارمشان روی ِزخم های "دلم" . گفـته بـودی : "اَلجَّبار" یعنی : کسی کـه "جُـبران مــیکند" همـۀ شکستگـی هایِ "دلت" را . گفـــــته بودی : "اَلمُصَـوِّر" یعنی : کسی کــه از ُ"نو مـیسـازد" همه ی آن چه را "ویـران" شـده اسـت درون ِ "دلت" . گفــته بـودی : "الشّـافـی" یعنی : کسی کـــه "شِفا" مـی دهد تمام ِ"زخم هـایِ عمیق" و "ناعـلاج" را . هـوای ِ"دلم" سبک می شود بــا زمزمه نام هایِ زیبایت . نَفـس می کشــم درهوایِ "مهربانی هـایِ نابت" . "الهی" ! ممنونم که هستی و خدایی می کنی . خدای مهربون عاشقمونه . ★مواظب این عشق باشیم★ همیشه خوب بمون مهسا جان