بیایید جوگیر نباشیم!

من هم مثل خیلی از شماها از خبر فوت مرتضی پاشایی جا خوردم! من هم دلم سوخت برای کسی که یک ماه تمام با صدای "مگه میشه باشی و تنها بمونم"ش به پیشواز افطار رفتم... من هم دلم گرفت و برایش فاتحه دادم و آرزو کردم جایش خوب باشد! اما ... اما با صدای بلند به موسیقی‌اش گوش ندادم و توی خیابان بلند بلند تکرار نکردم! 100 تا پست برایش منتشر نکردم و در مدح خوبی‌های آدمی که فقط صدایش را شنیده بودم، حرفی نزدم! به مراسم ختمش نرفتم و فیلم و عکس نگرفتم! قالب وبلاگ هم برایش طراحی نکردم و ...

/ 24 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

[لبخند] آره میدونم. ولی بازم باید بپرسم اشکالش چیه؟ وختی منطقی به مسائل نگا کنی، میبینی خیلی چیزا به اون بدی/ خوبی که فک میکردی نیس. درمورد خصوصی هم، بذا فکنم ببینم چیا باید بهم بدی! بعدش بهت میگم! [نیشخند]

باران زندگی

حالا یه نفر هم اعتراض کرده که چرا تلوزیون چیز زیادی از مرگش نگفت و به سوگش ننشستن. من ترجیح دادم براش قرآن بخونم و نماز شب اول قبر.و البته صدقه به جاش بدم. اینا بیشتر به دردش میخوره تا گریه کردن و آهنگش رو با صدای بلند پخش کردن و...

خانوم مارپل

دقیقا منم مثل تو! من با عزاداری برای یه ادم مخالف نیستم حالا این طرف یه خواننده محبوب بوده( محبوبیت بیشتر بعد از بیماری!) و طبیعتا طرفداران خاص خودشو داره منم اینو نمیشناختم و اهنگاشو گوش نداده بودم و بعد فوتش انقدر لینک ازینور اونور رسید برام که اهنگاشو گوش دادم. همین مردم جوگیر که میگی الان شایعاتی براش درست کردن که! عکس یه دختره رو میذارن یه روز میگن دوست دخترشه بعد میگن نامزدش بود جدیدا گفتن همسر! فک کنم چند روز دیگه بچه شونم بدنیا بیاد[خنثی] همین مردم سرتشییع جنازه چه الم شنگه راه انداختن که اره اون نمادین بود و شما قبلا خاکش کردین! ادم چی بگه به این احمقا

رها

من به نفعه اون رها ادرس وبلاگ نمیذارم [لبخند] اصن میخواید نیام نظر نذارم قاطی نشیم [نیشخند]

رها

با نازنین هم موافقم شدید [چشمک]

شیما

جوگیریرو موافقم...مجبوریم مدتی تحمل کنیم این رفتارو در همه ی فضاهای حقیقی و مجازی لایترکان عزیزم:)

ز

یه جوری همه ی اینارو گفتی که انگار تو درستی و بقیه غلط. من به ختمش نرفتم و فیلم و عکس نگرفتم!! خوب نرفته باش! دلیل نمیشه که اونایی که رفتن اشتباه کردن. پاشایی قهرمانه، چرا؟ مشخصه خوب! خواننده ی محبوبی بود، کنسرتاش مث چی پر میشد! همه نوجوونا و جوونا با آهنگاش خاطره دارن، همه نه ولی یه درصد خوبی. این جوگیری که میگی چه ایرادی داره مگه؟ شما از چی ناراحتی؟ اینکه مردم کشورت به یه مسئله ای عکس العمل نشون بدن و بخاطرش موجایی راه بیفته تو جامعه و تجمعی بشه و ابراز احساساتی صورت بگیره؟ اینا مگه در اصل همون چیزای خوبی نیستن که تو کشورمون خیلی وقته فراموش شده؟! :) چرا عادت کردیم ابراز احساسات کردنامونو بکوبیم/سرکوب کنیم؟ چه ایرادی داشت همه ی اینا؟ (با همه احترامی که برات قائلم)

ز

اینکه "زیادی" پرداخته شده یا نه رو کی تشخیص میده؟؟ من جامعه شناس و روانشناس نیستم ولی میتونم درک کنم که تو مملکتی که 30 ساله آزادی های اجتماعی با یه منحنی لگاریتمی کمتر و کمتر شده و مردم غیر از یه سری دلخوش کنک های گاه و بیگاه مثل بازی تیم ملی تو جام جهانی یا ایونتی مثل محرم و عاشورا و تاسوعا بهانه ی دیگه ای برای دور هم جمع شدناشون و از ذوق، از احساسات، از عشق، از گلایه و اعتراض بالا و پایین پریدن ندارن، خیلی بعید نیست که تشییع جنازه مرتضی پاشایی اش تبدیل بشه به کارناوال کارناوال هم نگیم، یه تجمع خیلی گنده ای که با چیزی که قاعدتا باید میشد(ختم، با رعایت همه ی عرف رایج تو مراسمای ختم) نشه. من میگم بذاریم مردم هوای تازه بکشن. حتی همین عزاداری برای مرتضی پاشایی. همون تجمع ها تو تهران و تبریز و اصفهان و ... همون شمع روشن کردنا! قشنگ نیست؟؟ مردم یه قلب جمعی دارن! فیلمای زاینده رودو دیدی وقتی آبش احیا شد؟؟ :) جوگیری! این کلمه رو دوست ندارم چون این حسّو بهم میده که یه نفر اون بالا وایساده (یا فکرمیکنه که اون بالا وایساده، بالاتر از بقیه ی آدما) و رفتار اونا رو کودکانه و غیرمنطقی میبینه و با این کلمه سرک