شما بخوانید گزارشی از نمایشگاه کتاب!

آدم گاهی دلش می خواهد بکَنَد از این شهر، برود بیابان! شاید هم کوهستان! نمی دانم! هر جا که آدم نباشد! هر جا که راننده تاکسی انصاف داشته باشد و وقتی در مقابل پول اضافی ای که می گیرد، اعتراض می کنی، لیچار بارت نکند! هر جا که وقتی می روی نمایشگاه کتاب، که وقتی ادعای فرهنگ دوست بودن ت می شود با خرید کتاب، وقتی ناهار می خوری، بطری نوشابه و کاغذ ساندویچ و ... را همان جا ول نکنی بروی! هر جا که وقتی موقع راه رفتن دست و پای ت ول است (!) و می کوبد به کیف یک خانم جوان و کیف و محتویاتش بیرون می ریزد، آنقدر شعور داشته باشه که برداشتن کیف پیشکش، حداقل بلد باشی معذرتخواهی کنی! هر جا که وقتی قیمت کتاب را در سایت N تومان درج کرده ای، در نمایشگاه با چسباندن یک لیبل روی قیمت ها به بهانه قدیمی بودن قیمت های قبل، دو برابرش نکرده باشی! هر جا که ...!

/ 1 نظر / 41 بازدید
ژوان

مدت هاست که دیگه نمایشگاه نمی رم اعصاب می واد