و خجالت می کشم از ناشکری هایم...

همزمان دو کار متفاوت را تجربه میکنم...

یکی اش پر از تنش و ناراحتی و بی احترامی و نادیده گرفته شدن و نابود کردن اعتماد به نفسم است...

آن یکی پر از احترام و دیده شدن و حس های خوب پیدا کردن...

اولی رشته تخصصی ام است و روزی آرزویم بود...

دومی تخصصم نیست و هیچ گاه به فکرش نبودم، اما دوستش دارم...

اولی اجبار است و قرارداد پشتش است...

دومی اجبارِ دلم است فقط...

گاهی که از حس های بد فاصله می گیرم، لطف خدا را به همزمان شدن این دو کار می بینم و فکر می کنم که اگر کار دومی نبود، شرایط کار اول را شاید تاب نمی آوردم...

 

+ آقای خانه! مرسی که تحملم می کنی!

/ 5 نظر / 9 بازدید
ياسمن

سلام يه سايتي اومده که ميتوني بدون اينکه پولي خرج کني، ازش درآمد کسب کني اگه خواستي روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/

گلی

به نظرم ارزش برای خودت قایل شو و دیگه از کار اولت استعفا بده! جایی کار کن و با کسایی کار کن که قدر کار تو رو بدونن!

رها

sسلام خوبه که کار دلی هم داری واقعا نیازه ادم کاری رو داشته باشه که واقعا یه گوشه از احساستشو جواب بده

ساریتوس

نفهمیدم چی شد! اما همین که بهتری و لازم نیست باز نصیحتت کنم؛ خوشحالم میکنه *_^

واجب نیست ! میشه بکشی کنار خیلی با از این کمتر هم راضی به کار هستند ! دیگه ام به عنوان رزومه ی دکترا بهش احتیاج نداری !