کم‌لطفی بنده‌هات به لطف و بزرگیِ تو در...

خیلی خودم رو نگه داشتم که نزنم زیر گریه، که محکم باشم و بگم «قربونت برم، درسته میشه! خدای ما هم بزرگه!»

 

اما توی دلم غوغا بود... دلم گرفته بود!

 

چرا ماها اینقد بی‌مسئولیتی‌م؟! چرا فکر نمی‌کنیم سهل‌انگاری‌های ما، ممکنه با زندگی آدم‌ها بازی کنه؟! هفت ماهه تمام که نامه استفاده از تسهیلات بن.یاد نخ.بگان همسرم برای نظ.ام وظ.یفه بی‌جواب مونده و حالا می‌فهمیم که نامه پنج ماه پیش اشتباهاً به استان دیگه‌ای ارجاع شده و کارمندان شریف و باوجدان هیچ تلاشی نکردن که این اشتباه رو گوشزد کنن و پرونده پنج ماه بدون رسیدگی مونده و خاک خورده...

و این آدم‌ها نمی‌فهمن «تکلیف معلوم نبودن» و «معلق بودن» یعنی چی! نمی‌فهمن این که کسی دائم دفاع از تزش رو عقب میندازه به امید معلوم شدن تکلیف سر.بازی یعنی چی! نمی‌فهمن از دست رفتن فرصت‌ها یعنی چی... نمی‌فهمن...

 

و من این‌جا نشستم خودم رو با لطف خدا دلداری میدم................

 

 

 

 

   + لایتراکان ; ٥:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱۱/۱٤
commentنظرات ()
← صفحه بعد